استاد ملک زاده، پنج شنبه 19 اسفند فرض اول: پیام خوبی برای مطرح کردن وجود دارد و اطلاعات کافی در اختیار داریم. در اینجا دو چیز لازم داریم؛ یک: آشنایی با زبان. دو: شناخت درست از فرهنگ و زندگی مخاطبان و شرایط سیاسی اجتماعی و فرهنگی آنها. اگر این دو باشد میتوانیم از مطلب خیلی کاربردی و به جا استفاده کنیم. اکنون بزرگترین مانع برای انتقال معارف اسلامی خودمان هستیم. خودمان مانع این امر میشویم. خودمان یعنی تک تک ما. اولین قدم این است که زبان بلد باشیم. علامه طباطبایی در سن شصت سالگی فرموده بودند که اگرمیتوانستم اشتغالاتم را رها کنم و زبان یاد بگیرم حتماً این کار را میکردم. این اهمیت یادگیری زبان را میرساند. یادگیری زبان باید بطوری باشد که بتوانیم زیبا صحبت کنیم و طرف را تحت تأثیر قرار بدهیم. برای مثال شهید مطهری که آنچنان زبان آلمانی را خوب صحبت میکردند که وقتی شهید شدند رادیوی آلمان از ایشان به عنوان یکی از بهترین متکلمان زبان آلمانی یاد کرد. زبان عربی نیز بسیار مهم است. چرا که زبان قرآن و ائمهی ماست. در بسیاری از کشورها اگر عربی بلد نباشی تو را آدم حساب نمیکنند و عالم نمیدانند. روی زبانی که داریم بسیار باید کار کنیم. دشمن بسیار کار میکند. اوایل انقلاب یک جوان لیسانسه میخواست در دادگستری کار کند. لیسانس در آن زمان بسیار مدرک بالایی بود. گزینشی انجام شد و در این گزینش رد شد. چند ماه بعد برگشت و به عنوان آبدارچی استخدام شد. بعد از مدتی کارمندها با او آشنا شدند و گفتند جوانی با چنین اطلاعات و تحصیلات حیف است که در آبدارخانه کار کند. به همین خاطر گذاشتند برود کتابخانه. کتابخانه زیر اتاق شهید قدوسی بود. این جوان هر روز مقداری مواد منفجره میآورد و در کتابخانه جا سازی میکرد، وقتی مواد منفجره به حد لازم رسید آنان را منفجر کرد و اینگونه شهید قدوسی شهید شد. دشمن برای هدف باطل خودش تلاش میکند. ما هم باید بسیار تلاش کنیم. باید خوب به زبان مسلط باشیم در حدی که بتوانیم حدف بزنیم، بحث کنیم و توانایی متقاعد کردن طرف را داشته باشیم. بتوانیم صریح و بلیغ صحبت کنیم. و در بعضی موارد بهتر از خود بومیهای آن جا تکلم کنیم. نکات ریز زبان را نیز متناسب با فرهنگ و تفکر آن مکان باید خوب بدانیم تا حرف اشتباهی نزنیم. اصطلاحات شیعی و اسلامی آنها را از خودشان یاد بگیریم. فرهنگ و افکار و شرایط مخاطب: اگر بدانیم که آنان چه طرز تفکری دارند و چگونه فکر میکنند میتوانیم از همین شیوه استفاده کنیم برای حل اختلافات و جذب مخاطب. در بحث وحدت بین شیعه و سنی، اگر خیلی زیاد و بیش از حد تأکید کنیم که ما وحدت داریم بحث نفاق پیش میآید. فکر میکنند که ما منافقیم. آن وقت میگوید نه، خیلی هم اختلاف داریم و اختلافات را میشمارند و اینگونه ما رسوا میشویم. یا اینکه باید آسیب شناسی بکنیم. مثلاً جایی که ملت در آداب و احکام اولیهی خود هنوز ماندهاند، نباید رفت و دم از وحدت شیعه و سنی زد. مثل این میماند که به یک بچهی 4 ساله بگوییم بابات رو نزن. خب این بچه مگر زورش میرسد که این کار را بکند! این چه حرفی است. این حرف به چه درد میخورد؟ باید حرفی را بزنیم که مردم میخواهند بشنوند و به شنیدن آن احتیاج دارند. دوم اینکه نباید شبهه سازی کنیم. اگر کسی مثلاً از اختلاف بین شیعه و سنی خبر ندارد، نباید از وحدت صحبت کنیم. اگر بخواهیم بحث وحدت را برایش مطرح کنیم، در واقع آمدهایم اول شبهه را ساختهایم که آقا جان، ما اختلاف داریم. حالا که اختلاف داریم بیا و اختلافات را کنار بگذاریم. این بندهی خدا از اساس اختلافی حس نمیکند که حال بخواهد آن را کنار بگذارد. دیگر اینکه باید با اصطلاحات محاورهای آشنا باشیم. مثلاً اگر به یک مسلمان انگلیسی زبان بگوییم Hello یا Hi انگار که به او فحش دادهایم و تکفیرش کردهایم. چرا که مسلمانان در هر زبان و کشوری که باشند، به هم میگویند سلام علیکم. اگر مثلاً ما عالم و آدم حسابی باشیم و به طرف به زبان خودش سلام کنیم، طرف دپرس میشود و پیش خود میگوید که دینم قبول نیست. حتی در ایمیلها و ارتباطات اینترنتی هم باید تایپ کنیم «سلام علیکم». غیر از این باشد توهین است به یک مسلمان. هرکجای دنیا که باشد. نکتهی دیگر اینکه باید اعتماد به نفس داشته باشیم. بعد از اینکه زبان را یادگرفتیم و ابزار و وسایل و همه چیز را آماده کردیم، باید انگیزه و اعتماد به نفس داشته باشیم. خیلیها آنقدر وجود ندارند که مثلاً در هواپیما بگویند من میخواهم نماز بخوانم. همانجا نماز را نشسته میخوانند. چطور دیگران آنقدر جسارت دارند که شراب سفارش دهند و تا آخر هم بخورند. ما نباید برای عبادتمان حرفی بزنیم! دینمان است. مسلمانیم و مهماندار وظیفه دارد که این امکان را برایمان فراهم کند. باید اعتماد به نفس داشته باشیم و از کسی هم نترسیم و خجالت هم نکشیم. آن طرف هم تشنگی بسیار است. خیلیها هستند که علاقهمندند و بسیار هم میخواهند بدانند. حتی بیشتر از ما میخواهند. علیالخصوص فضای آمریکای لاتین فضای بکری است و زمینهی کار بسیار دارد.
Design By : Pichak |