استاد عصام العماد، جمعه 13 اسفند جریاناتی که در کشورهای عربی اتفاق افتاده است را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: در مرحلهی اول قیام مردم بر علیه استعمار است. مردم بسیاری به صحنه آمدند و شهدای بسیاری دادند برای اعتراض به دولتها و حکومتها. ولی در مرحلهی دوم به جای اینکه قدرت بدست مردم برسد به دست کسانی رسیده بود که جز ظلم به مردم کاری نمیکردند. مانند قذافی، آل خلیفه و . . . و در مرحلهی سوم جنبشهای مردمی و اسلامی هستند که در حال حاضر بهترین شرایط را پیدا کردهاند. یمن وابسته به آمریکاست. مخصوصاً چند روز قبل از 11 سپتامبر آمریکا میگفت که علی عبدالله صالح بهترین حامی منافع ملی آمریکا در یمن است. دو روز پیش علی عبدالله میدید که نزدیک بیست شهر یمن مرگ بر علی عبدالله صالح میگویند و فکر میکرد که آمریکا از او دفاع خواهد کرد. ولی وقتی دید حمایتی در کار نیست، در سخنرانی خود اعلام کرد که حقیقت این قیامها را بر علیه حاکمان عربی میگوید و علناً اعلام کرد که این قیامها که برعلیه ماست در دفتری در اسرائیل و توسط اوباما انجام میشود. بعدها در اعترافات خود بیان کرد که مسئولیت حملات بسیاری را که توسط آمریکا صورت گرفت را خودش به عهده گرفته و گفته که کار ارتش یمن بوده و نه آمریکا. سران حکومتی عرب، فکر میکنندکه این قیامها را آمریکا بر علیه آنان به راه انداخته است ولی در حقیقت این قیامها کاملاً مردمی است و دخلی به آمریکا ندارد. سال 2004 علی عبدالله با ارتش به دهاتی رفت که بسیار دور بود در آنجا مستقر شد. و آقای طباطبایی گفتند صلاح میدانم که اینجا مستقر شوم و شاگردانی را تربیت کنم. بلافاصله علی عبدالله به این منطقه حمله کرد و گفت هم آقای طباطبایی و هم شاگردانشان باید از بین بروند. که این حملات هفت بار اتفاق افتاد. در جنگ اول ارتش یمن شکست خورد. و اینگونه بسیار جا خوردند. علی عبدالله برای اینکه اثر منفی این شکست را از بین ببرد اعلام کرد سید حسن کشته شده. چند ماه بعد اعلام کردند که سید حسن در یکی از شهرهای یمن دیده شده. اینگونه جنگ دوم شروع شد. تا این که در پایان هفت حمله، هم ارتش عرب و هم ارتش یمن در این جنگها شکست خوردند. آقای خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند که با الگوبرداری از انقلاب ما این کشورها قیام کرده و قیامشان را پیش میبرند. اول در ایران انقلابی شد پس از آن در عراق، تونس، مصر، به احتمال زیاد در یمن و بعد هم در لیبی انقلابها به ثمر نشستند. در لیبی کسانی هستند که از قذافی حمایت کنند ولی در یمن کسی از عبدالله صالح حمایت نمیکند. به همین خاطر تحلیلگران احتمال میدهند که سرنگونی یمن قبل از لیبی باشد. در حال حاضر کسی نیست که جانشین علی عبدالله شود و چون جنبش مردمی است باید پس از او انتخابات برگزار شود. در یمن مردم یکپارچه نیستند و منطقه بندی است. و چون مناطق مختلف، با عقاید مختلفند در نتیجه باید انتخابات برگزار شود. تمام این مناطق یک هدف دارند و آن سرنگونی حاکم یمن است. ولی پس از سقوط حاکم، به خاطر همین اختلافات باید انتخابات برگزار شود. تفاوت یمن با ایران این است که در یمن رهبر وجود ندارد، که البته شاید به نفع مردم یمن باشد. چرا که یمنیها مثل ایرانیها که اکثراً شیعه بودند، یک دست نیستند و شاید همه از یک نفر پیروی نکنند. سنیها از یک رهبر پیروی میکنند، جوانان از یک رهبر و هرکدام از گروهها از یک نفر پیروی میکنند و یک نفر را رهبر میدانند. ولی این احتمال وجود ندارد که پس از عبدالله صالح، کسی ظالمتر به روی کار آید، چرا که مردم دیگر بینش سیاسی دارند و حرف زور را نمیپذیرند. مردم یمن، انقلاب ایران را محترم میشمارند و میگویند که بعد از انقلاب ایران، روحیهی انقلابی در اعراب ایجاد شد و جنبشهای مختلف ایجاد شد، جنبش حماس، جنبش حزب الله. و آن حمایتی که اعراب از اسرائیل داشتند ، کنسل شد. و در واقع میگویند دشمنیای که نسبت به آمریکا دارند در اثر ایرانیها است.
Design By : Pichak |