آشنایی با انقلاب شیعیان بحرین - ماه گویان

ماه گویان

استاد الکرانی، جمعه 13 اسفند

حوادث بحرین تازه شروع نشده. تا قبل از این هیچ روزی بحرین آرامش را به خود ندیده است. ابتدا تاریخ بحرین را بیان می‏کنم: تاریخ بحرین در صدر اسلام با نامه‏ای که پیامبر به حاکم بحرین نوشته است شروع شد. حاکم آن زمان منذر التمیمی بوده است که نامه را دریافت می‏کند. تاریخ سیاسی از جایی شروع می‏شود که حاکم بحرین لشگری را برای کمک به پیامبر می‏فرستد. مردم بحرین در ابتدا شیعه بودند ولی بعدها در مورد ولایت امیر المومنین تخلف کردند. در واقع هروقت انقلابیون شیعه مشکلاتشان شدید می‏شد به بحرین می‏رفتند.

نقش مردم بحرین در قیام مختار: مردم از همان زمان بسیار انقلابی و فعال بوده‏اند.

هجوم آل خلیفه به بحرین: بحرین در زمان پهلوی جزئی از کشور ایران بود. آل خلیفه از منطقه‏ای در قطر آمدند و مسلط شدند. و طبیعتاً ورود آن‏ها بدون دخالت انگلیس میسر نبود. اولین روزی که وارد بحرین شدند روزی خونبار بود. آن‏ها از قبیله‏های بادیه نشین برای سیطره خود استفاده کرند. بادیه نشین‏های کشورهای دیگر. و از آن روز تاریخ قتل و کشتارهای انقلابیون شروع شد. قبل از این، ورود نظامیان اجنبی غیر ممکن بود. چرا که مردم بشدت مقابله می‏کردند و نمی‏گذاشتند. مانند زمانی که نیروهای پرتقالی می‏خواستند وارد شوند و مردم مقاومت کرده شهدای بسیاری دادند و نگذاشتند. در دوره پهلوی شاه چون سکولار بود به شیعیان بحرین کاری نداشت و اصلاً حمایتشان نمی‏کرد. در حال حاضر شیعیان تفاوتی با سنی‏ها احساس نمی‏کنند، ولی سنی ها باز هم با حالت سکولار با آن‏ها برخورد می‏کنند.

تعامل آل خلیفه با مسائل مردم: آن‏ها با اشغال نظامی وارد شدند. تا امروز مسجدی هست به اسم مسجد فاتح، و مکانی برای تجمع مردم بحرین. در اصل آل خلیفه فکر می‏کنند که مردم، مسلمان نبوده‏اند و رفته‏اند و بلاد کفر را فتح کرده‏اند. نگاهشان به مردم بعنوان ملت نیست، بلکه نگاه برده‏وار دارند که مردم فقط باید حرفشان را گوش دهند و هیچ سخنی نباید بگویند و اعتراض هم نباید بکنند. تا امروز شعارشان اصلاحات به صورت تدریجی و اندک اندک بود. قبل از انقلاب در هر اداره‏ای از هر ملیتی وجود داشتند و به آن‏ها شناسنامه‏ی بحرینی داده می‏شد و دارای عزت و احترام بودند. ولی شیعیانی که بحرینی بودند و مال آنجا بودند هیچ اهمیتی داده نمی‏شدند و تحقیر شده بودند. حسینیه‏های شیعیان در بحرین پراکنده و پخش شده است.

بعد از ورود آل خلیفه مردم حتی برای خوردن جز چیزهایی که برای حیوانات می‏گذاشتند و سبزی‏های خوراکی چیزی نداشتند. و حتی اگر می‏دیدند کسی باری چیزی دارد همان را از او می‏گرفتند و به کشاورزان می‏گفتند باید محصولاتشان را به حکومت دهند و چیزی برای خودشان نمی‏ماند و اگر اعتراض می‏کردند هم به او شلاق می‏زدند و هم او را به منطقه‏ای دور تبعید می‏کردند. از سال 1936 این انقلاب شروع شد. در سال 1956 هیئتی به نام هیئت اتحاد ملی تشکیل شد به حمایت از مردم که کل این هیئت شناسایی، دستگیر و تبعید شد. در سال 1970 برای استقلال بحرین از ایران و خلافت آل خلیفه رأی گیری شد. علما در این فضاها حضور داشتند ولی حضورشان کافی نبود و در واقع در قبال این وقایع موضع نمی‏گرفتند. ملت دائماً در حال تهدید بود و مردم به خاطر همین تهدیدها می‏ترسیدند که فرزندانشان وارد مبارزه شوند. در سال 1971 حرکت‏های بسیار محدود دموکراتیک انجام شد ولی بسیار محدود بود و به نتیجه‏ای نرسید و دوباره استبداد حاکم شد و تا امروز قانون امنیت دولت روی کشور بحرین حاکمیت می‏کند که این قانون بسیار سرکوب گرانه است و طبق مفاد آن، هیچ گونه حق تظاهر و اعتراض نسبت به دولت را به مردم نمی‏دهد.

موضع مردم در انقلاب بحرین: مردم عاشق امام خمینی و آقای خامنه‏ای هستند و ایشان در مردم نفوذ دارند. در دوران انقلاب هرووقت که تظاهراتی در خیابان‏ها انجام می‏شد، نمونه‏ی آن نیز در بحرین توسط مردم انجام می‏شد. حتی اگر مردم توانایی آمدن به ایران را داشتند می‏آمدند و در جنگ به ایران کمک می‏کردند همانطور که یک سری آمدند و مقبره‏شان نیز در مزار شهدای قم است.

وقتی ناو 5 آمریکایی به بحرین وارد شد، شیخ عیسی قاسم بشدت اعتراض کرد و گفت حتی اگر با دست خالی هم شده سنگ پرتاب می‏کنیم و نمی‏گذاریم که وارد شوند. 1994 در بحرین انقلاب شروع شد و هفت سال به طول انجامید. بعضی از مخالفان شیعه حرکت‏های نظامی را در سال 1981 شروع کردند و می‏خواستند اقدامات مسلحانه داشته باشند. ولی گروهشان کشف شده و دستگیر شدند و . . . و در این جریان ایران را مقصر می‏دانستند؛ که البته بیراه هم نبود. در آن هفت سال انقلاب، سرکوب و شکنجه بسیار وحشیانه بود و البته حملات مردم هم مسلحانه نبود و با دست خالی وارد صحنه می‏شدند و بزرگترین مانع این بود که دولت تیر مستقیم بر مردم می‏زد. مردم از کشته شدن نمی‏ترسیدند ولی برای حرکت‏هایشان فتوا و توجیه شرعی نداشتند. 1992 اصلاحات جزئی انجام شد و از سال 1994 تا 2001 قیام دیگری اتفاق افتاد. این سال‏ها سال‏های غربت مردم بود. هیچ رسانه‏ای حرف مردم بحرین را منعکس نمی‏کرد فقط برخی شبکه‏های ایرانی و مبارزه‏ی مردم بسیار مظلومانه بود. 2001 یک اصلاح سیاسی و پیمان نامه‏ی ملی امضا شد که طبق آن پادشاهی مشروطه اجرا شود و طبق آن حاکم اختیارات زیادی نداشته باشد. در بحرین دو مجلس شورا هست. یکی توسط شاه انتخاب می‏شود و دیگری توسط مردم. مناطق شیعه نشین بیشتر حدود منطقه‏ی کرانه است واین مناطق تقریباً صد هزار نفر جمعیت دارد. 970 هزار نفر بحرین جمعیت دارد و صد هزار نفرشان فقط در این منطقه شیعه هستند و برای این جمعیت شیعه در مجلس فقط یک نماینده هست، ولی در منطقه‏ای که سنی نشین هستند و تقریباً خالی از سکنه است، یک نماینده‏ی سنی دارد. آمار رسمی می‏گوید که 70 درصد بحرین شیعه هستند ولی در اصل بیش از 90 درصد شیعه وجود دارد. یک سری مناطق اصلاً سنی نشین نبوده و بعد از آل خلیفه سنی نشین شده. یک سال بعد یک قانون اساسی جدید آمد که مفاد آن را اعلام نکردند و علما که اجازه‏ی قیام نمی‏دادند گفتند از طریق کانال‏های مسالمت آمیز اعتراض کنید و اینگونه مردم سکوت کردند و نتوانستند چیزی بگویند.

 


نوشته شده در دوشنبه 90/1/15ساعت 9:37 عصر توسط شهید ابراهیمی نظرات ( ) |


Design By : Pichak