استاد قاسمی، جمعه 6 اسفند
شخصیت علامه را در چند محور میتوان بحث کرد: 1- زندگی شخصی علامه، خانواده ایشان: پدر حجت الاسلام سید محمد بلخی، از خاندان بلخیهای بلخاب بودند. مادرشان نیز از خاندان بلخیها و از فامیل نزدیک سید محمد بلخی بودند. آیت الله سید حیدر نجفی بلخی حدود 21 سال در نجف مشغول تحصیل بودند و از شاگردان برجستهی مرحوم آخوند خراسانی بودند. در نجف با خانوادهی بزرگ صدر ازدواج میکنند. در دوران انقلاب صفایی و در حین خواندن قرآن شهید میشوند و مدفن ایشان نیز در مزار شریف است. از دیگر بزرگان خاندان، مرحوم سید قاسم شاعر است. که از شعرا و علمای بزرگ بلخاب هستند که نقش سازندهای در احیاء روحیهی شیعه داشتند. بیشتر اشعار ایشان به زبان عامیانهی آنجاست و باید تصحیح شود.
2- شخصیت علمی علامه: در سال 1300 علامه در سن سه سالگی به همراه پدر و برادر به ایران آمدند. اولین تحصیلاتشان در مشهد مقدس و در جوار حرم حضرت رضا (ع) بوده است. مرحوم سید صدر الدین صدر، پدر آیات عظام سید رضا و سید موسی صدر مسئولیت مدرسهی بالای سر امام رضا (ع) را به عهده داشتند و با معرفی مرحوم سید حیدر نجفی و برادرشان سید ابراهیم بلخی مشغول به تحصیل میشوند. بعد از رسیدن به دوران اجتهاد سید ابراهیم در دوران نوجوانی بر اثر بیماری از دنیا میروند و فقط خود علامه بلخی میمانند. ادیب نیشابوری از اساتید اولیهی ایشان بودند. این استاد از بزرگان ادبیات عرب بودند و شاگردانشان نیز بسیار برجسته بودند از جمله آیت الله حجتی هاشمی خراسانی. علامه بلخی نیز همدورهی آقای هاشمی خراسانی بودند. از شاخصههای علمی علامه، تحصیل در خدمت ادیب نیشابوری است. در خدمت ایشان هم ادب نیشابور و هم ادب عربی و ادب فارسی را تمام و کمال فرا گرفتند. ایشان پس از انقلابی که در افغانستان به وجود آوردند، بنیان گذار ادبیات فارسی در افغانستان محسوب میشوند. تا سال 1314 در مشهد بودند که در همین دوران انقلاب مسجد گوهرشاد به وقوع پیوست. ایشان از فعالان این انقلاب بودند و به همین دلیل تحت تعقیب قرار گرفتند و به همین دلیل نتوانستند ادامه تحصیل دهند و شبانه و مخفیانه به هرات مهاجرت کردند. در سال 1315 به هرات قدم گذاشتند در حالی که 15 یا 16 سال بیشتر نداشتند. آغاز مبارزات علمی و فرهنگی علامه در این زمان بود. حوزهی تحصیلی هرات نیز حوزهی بزرگی بود. که علمای بزرگی در آنجا بودند از جمله علامه شیخ طارهر قندهاری. علامه بلخی مرحلهی دوم تحصیلات خود را در کنار شیخ طاهر قندهاری آغاز کردند. در کنار تحصیلات فعالیت مبارزاتی یا سیاسی و فرهنگیشان شروع شد که این فعالیتها را میتوان به سه بخش تقسیم کرد:
اول: مبارزات فرهنگی. در افغانستان شیعه واقعاً مظلوم بود. با اینکه شیعیان جزء اقلیت بودند ولی تحت فشار شدید دولت بودند. از جمله هرات که شیعیان حضورشان بسیار محدود بود. یکی از کارهای بزرگی که علامه پس از ورودشان به هرات انجام دادند ایجاد فعالیتهای بزرگ شیعیان بود. ایشان در مشهد فنّ خطابه را به خوبی آموخته بودند و از این قابلیت خود استفاده کرده و این هنر را به جوانان در هرات میآموختند و با استفاده از این فنّ تبلیغ نیز میکردند. ایشان از سخنرانها و وعّاظ بزرگ در هرات بودند. دوم: تأسیس مراکز فرهنگی در هرات. شیعه در این مورد بسیار ضعف داشت. حتی مسجد، مدرسه یا حوزهای که مربوط به شیعیان باشد نبود و علامه چندین مسجد و مدرسهی حوزوی تأسیس کرد. همچنین حسینیهها و مراکز فرهنگی دیگر. ایشان حدود ده سال در هرات بودند. بخاطر فعالیتهایی که در مشهد انجام داده بودند در هرات نیز امنیت نداشتند. علاوه بر آن، به نوعی به هرات تبعید شده بودند و حق خروج از هرات را نداشتند. در نتیجه فعالیتهایشان محدود شده بود.
فعالیتهای اجتماعی: شیعه بسیار تحت فشار بود، به طوری که نمیتوانست هویتش را آشکار کند. حتی در مناطق شیعه نشین. در صفوف نماز مجبور بودند با دست بسته نماز بخوانند. از خدمات علامه بلخی این بود که شیعه را از این فشارها آزاد کردند. حتی اذان به سبک اهل سنت پخش میشد که ایشان توانستند فضا را آنچنان آزاد کنند که اذان شیعیان در محیط پخش شود. از دیگر فعالیتهای علامه حضور ملموس شیعیان در افغانستان بود. در افغانستان اکثریت با اهل سنت است. در مجموع 70 درصد سنی حنفی هستند و فقط 30 درصد شیعه هستند که هزارهها جزء همین 30 درصدند. این تعداد اندک حتی در مراکز دولتی نمیتوانستند به نام شیعه حضور پیدا کنند. ولی به لطف علامه بلخی شیعیان از این فشار آزاد شدند. از دیگر فعالیتهاشان آزادی نسبی شیعه در افغانستان بود. حتی در روستاها کسی نمیتوانست شیعه بودنش را ابراز کند و مراسماتی مانند عاشورا مخفیانه صورت میگرفت. ولی با حضور علامه و با ساخت مساجد و حسینیهها شیعیان هویت خود را ابراز کردند. 2- مبارزات سیاسی: 1- مبارزه با استبداد: حکومت افغانستان، حکومت مطلقهی استبدادی بود. علامه در دوران حکومت زایر شاه وارد افغنستان شد که مردم در سختترین شرایط بودند. این حکومت بسیار ظالمانه با شیعیان برخورد میکردند که علامه از فعالیتهای مهمشان این بود که این حکومت استبدادی را از بین ببرد و به جای آن حکومتی اسلامی به روی کار آورد. 2- مبارزه با استعمار: استعمار در افغانستان بسیار فعال بود. افغانستان در آن زمان تحت استعمار انگلیس بود که علامه از برنامههای اصلی خود مبارزه با این استعمار را قرار دادند. ایشان در دوران زایر شاه به مدت 15 سال زندان بودند. علامه بلخی فعالیتهاشان به صورت تشکیلاتی بود. تشکیلاتشان به نام تشکل اتحاد اسلام بود و این تشکیلات تا اواخر حضور علامه در افغانستان پابرجا بود. مرکز این تشکیلات و فعالیتها در کابل بود و شکل اولیهی آن در هرات بوجود آمد. مبارزات علامه توسط همین تشکیلات از هرات به کل افغانستان پخش شد. این تشکیلات بعدها به نام تشکیل ارشاد اسلامی معروف شد. اندیشههای علامه بلخی: در چند محور مورد بحث قرار میگیرد. اندیشههای تقریبی: اندیشههایی که برای جامعهی تشیع بسیار اهمیت داشت. اندیشههای ایشان در اشعارشان نیز متأثر بوده است. اکثر اشعار سیاسی ایشان روی همین محور میگردد. به همین دلیل ایشان را جزء بزرگان تقریب به حساب آوردهاند. و عنوان سید جمال الدین ثانی بر ایشان نهادهاند. ایشان تلاشهای بسیاری برای وحدت بین شیعه و سنی در افغانستان و حتی جهان اسلام انجام دادند. اندیشههای اصلاحی: مثلاً اگر نمیتوان به طور کامل حکومت استبدادی را از بین برد، حداقل بصورت مشروط این کار صورت بگیرد و اصلاحات بصورت مشروط اعمال شود. 3- نقش ادبی علامه در تاریخ معاصر افغانستان: ایشان نقشی اساسی در زمینهی تربیت افراد ادبی در جامعه ایفا کردهاند. و ایشان بیشتر اشعار خود را در همان مدت 15 سالی که در زندان بوده اند سرودند. بطوریکه میگویند بیشترین مبارزات ایشان بصورت ادبی در دوران زندان انجام دادهاند. در همین دوران نهج البلاغه و نهج الفصاحه و قرآن را حفظ میکنند و بخاطر این حفظیات میتوانند بسیار عالی شعر بگویند. فقط 5 هزار شعر از اشعارشان باقی مانده است و بیشتر اشعار ایشان از بین رفته است. نکتهی دیگری که راجع به ایشان مطرح است مظلومیت ایشان است. ایشان با این همه فعالیت و خدمات ویژه به شیعیان در افغانستان، به دست فراموشی سپرده شدهاند و کمتر کسی ایشان را میشناسد. البته این فراموشی پس از پیروزی شیعیان در افغانستان است. اگرچه همایشهایی برای بزرگداشت ایشان برگزار میشد، ولی حق مطلب ادا نشد. و چهرهی ایشان ناشناخته ماند. در نتیجه وظیفه داریم تا شخصیت ایشان را به مردم بشناسانیم تا ایشان گمنام نمانند. از آثار ایشان: دو کتاب تفسیر قرآن به زبان شعر در دوران زندان وقبل از زندان. تعدادی از این اشعار از بین رفتند و تعدادی نیز به ایران رسید و از بین رفت. ایشان در تابستان سال 1347 در کابل به شهادت رسیدند. پس از دوران زندان فعالیتهایشان را در زمینههای مختلف انجام دادند و بخاطر همین فعالیتها دولت نتوانست با ایشان سازش داشته باشد. ایشان حتی سفری به ایران داشتند و با شخصیتهای بزرگی دیدار کردند، از جمله امام خمینی. پس از این سفر و بازگشتشان به ایران برنامهی مبارزاتی منسجمتری داشتند و بشدت مشغول فعالیت شدند. دولت هم که نمیتوانست تحمل کند ایشان را در بیمارستان علیآباد توسط سم به شهادت رسیدند.
Design By : Pichak |