استاد واسطی پور، جمعه 20 اسفند اهمیت مسئلهی تبلیغ: پیامبران مهمترین وظیفهشان تبلیغ بوده است. «بلغ» یعنی رسیدن. «بلاغ یعنی» رساندن. رساندن پیام الهی. این پیام باید به کجا برسد؟ 1- قلب مخاطب 2- فکر و اندیشه مخاطب. و رساندن این پیامها هنر است. از مسائل مهم در موفقیت در تبلیغ: 1- انگیزه. باید برای تبلیغ انگیزه داشته باشیم، با چه نیت و هدفی تبلیغ میکنیم. در روایت است که «نیت المرء، خیر من عمله». چرا که این نیت است که برای انجام کار به ما شجاعت میدهد. پیامبر (ص) میفرمایند «انما انأ مبلغ». مبلغ به عنوان یک امت معرفی میشود. چرا که هرکسی که چیزی از یک مبلغ شنیده و به واسطهی مبلغ به فیضی رسیده است با او محشور میشود. این انگیزه و هدف است که انسان را به جلو میبرد. امام خمینی میفرمایند ما مسئول نتیجه نیستیم. ما مسئول عملیم. در تبلیغ و صحبت کردن ابزار خاصی نداریم ودستمان خالی است واین انگیزه و هدف است که دست ما را میگیرد. نیت و انگیزه اگر واقعاً برای خدا باشد، خداوند کمک و یاری میکند. «ان ینصر الله ینصرکم». مسئلهی دیگری که مهم است، محتوای تبلیغ است. اینکه ما چه رسالتی داریم. چه میخواهیم برسانیم. مهمترین رسالت تبلیغ، برانگیختن فطرت انسانی است. باید سوالاتی بکنیم که فطرت مخاطب بیدار شود. «صَدَعَ»، یعنی شکاف. یعنی باید در احساس شخص مقابل شکاف ایجاد کنیم تا بدنبال مطلب برود. فعل صدع برای آهن و چوب و. . . بکار نمیرود، بلکه برای شیشه بکار میرود. در واقع خدا میخواهد بگوید که وجود انسان شفاف است. درواقع اگر کسی به مذهب اهل بیت گرایش پیدامیکند، این ما نیستیم که او را کشاندهایم، بلکه خود اهل بیت هستند که او را میکشند و به همین خاطر نیت خالص مهم است. استاد سهیل اسعد، پنج شنبه 19 اسفند
این بحث را در چند بعد میتوان مطرح کرد اول از همه تعریف آن: چیزی که مردم از گفتگو بین ادیان میدانند این است که ادیان توسط نمایندگانشان باهم گفتگو میکنند. مثلاً یک کشیش با یک روحانی به گفتگو مینشینند. به صورت مناظره و . . . ولی در عمل گفتگو بین ادیان به خصوص در اروپا و آمریکای لاتین اینگونه نیست. گفتگو بین ادیان یعنی جلسات و اجتماع بین ادیان است. یعنی بزرگان ادیان میآیند در جلسهای و موضوعی مطرح میشود واین موضوع طبق دیدگاه ادیان مختلف بررسی میشود. مثلاً مواد مخدر، هرکس دیدگاه خودش و دینش را راجع به این موضوع مطرح میکند و به شور گذاشته میشود تا یک مسئله حل شود. گفتگو بین ادیان ابراهیمی، به خصوص اسلام و مسیحیت در آمریکای لاتین بیشتر رایج است. گاهی اوقات دو طرف گفتگو دو دین است. مثلاً اسلام و بودایی. ولی اگر یکی از این دو گروه دیگری را به عنوان دین قبول نداشته باشد این گفتگو نمیشود. مثلاً در رابطه با اسلام و مسیحیت هیچ وقت نمیشود به آن «گفتگو» گفت. چون مسیحیان مارا به عنوان دین قبول ندارند. این میشود گفتگوی متدینین. مسیحیان هیچ وقت نمیگویند میخواهیم با اسلام صحبت کنیم. میگویند میخواهیم با مسلمانان صحبت کنیم. یعنی کسانی که صرفاً اعتقاد دارند. نه این که دین دارند. استاد ملک زاده، پنج شنبه 19 اسفند فرض اول: پیام خوبی برای مطرح کردن وجود دارد و اطلاعات کافی در اختیار داریم. در اینجا دو چیز لازم داریم؛ یک: آشنایی با زبان. دو: شناخت درست از فرهنگ و زندگی مخاطبان و شرایط سیاسی اجتماعی و فرهنگی آنها. اگر این دو باشد میتوانیم از مطلب خیلی کاربردی و به جا استفاده کنیم. اکنون بزرگترین مانع برای انتقال معارف اسلامی خودمان هستیم. خودمان مانع این امر میشویم. خودمان یعنی تک تک ما. اولین قدم این است که زبان بلد باشیم. علامه طباطبایی در سن شصت سالگی فرموده بودند که اگرمیتوانستم اشتغالاتم را رها کنم و زبان یاد بگیرم حتماً این کار را میکردم. این اهمیت یادگیری زبان را میرساند. یادگیری زبان باید بطوری باشد که بتوانیم زیبا صحبت کنیم و طرف را تحت تأثیر قرار بدهیم. برای مثال شهید مطهری که آنچنان زبان آلمانی را خوب صحبت میکردند که وقتی شهید شدند رادیوی آلمان از ایشان به عنوان یکی از بهترین متکلمان زبان آلمانی یاد کرد. زبان عربی نیز بسیار مهم است. چرا که زبان قرآن و ائمهی ماست. در بسیاری از کشورها اگر عربی بلد نباشی تو را آدم حساب نمیکنند و عالم نمیدانند. استاد عصام العماد، جمعه 13 اسفند جریاناتی که در کشورهای عربی اتفاق افتاده است را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: در مرحلهی اول قیام مردم بر علیه استعمار است. مردم بسیاری به صحنه آمدند و شهدای بسیاری دادند برای اعتراض به دولتها و حکومتها. ولی در مرحلهی دوم به جای اینکه قدرت بدست مردم برسد به دست کسانی رسیده بود که جز ظلم به مردم کاری نمیکردند. مانند قذافی، آل خلیفه و . . . و در مرحلهی سوم جنبشهای مردمی و اسلامی هستند که در حال حاضر بهترین شرایط را پیدا کردهاند. یمن وابسته به آمریکاست. مخصوصاً چند روز قبل از 11 سپتامبر آمریکا میگفت که علی عبدالله صالح بهترین حامی منافع ملی آمریکا در یمن است. دو روز پیش علی عبدالله میدید که نزدیک بیست شهر یمن مرگ بر علی عبدالله صالح میگویند و فکر میکرد که آمریکا از او دفاع خواهد کرد. ولی وقتی دید حمایتی در کار نیست، در سخنرانی خود اعلام کرد که حقیقت این قیامها را بر علیه حاکمان عربی میگوید و علناً اعلام کرد که این قیامها که برعلیه ماست در دفتری در اسرائیل و توسط اوباما انجام میشود. بعدها در اعترافات خود بیان کرد که مسئولیت حملات بسیاری را که توسط آمریکا صورت گرفت را خودش به عهده گرفته و گفته که کار ارتش یمن بوده و نه آمریکا. سران حکومتی عرب، فکر میکنندکه این قیامها را آمریکا بر علیه آنان به راه انداخته است ولی در حقیقت این قیامها کاملاً مردمی است و دخلی به آمریکا ندارد. استاد الکرانی، جمعه 13 اسفند حوادث بحرین تازه شروع نشده. تا قبل از این هیچ روزی بحرین آرامش را به خود ندیده است. ابتدا تاریخ بحرین را بیان میکنم: تاریخ بحرین در صدر اسلام با نامهای که پیامبر به حاکم بحرین نوشته است شروع شد. حاکم آن زمان منذر التمیمی بوده است که نامه را دریافت میکند. تاریخ سیاسی از جایی شروع میشود که حاکم بحرین لشگری را برای کمک به پیامبر میفرستد. مردم بحرین در ابتدا شیعه بودند ولی بعدها در مورد ولایت امیر المومنین تخلف کردند. در واقع هروقت انقلابیون شیعه مشکلاتشان شدید میشد به بحرین میرفتند. نقش مردم بحرین در قیام مختار: مردم از همان زمان بسیار انقلابی و فعال بودهاند. هجوم آل خلیفه به بحرین: بحرین در زمان پهلوی جزئی از کشور ایران بود. آل خلیفه از منطقهای در قطر آمدند و مسلط شدند. و طبیعتاً ورود آنها بدون دخالت انگلیس میسر نبود. اولین روزی که وارد بحرین شدند روزی خونبار بود. آنها از قبیلههای بادیه نشین برای سیطره خود استفاده کرند. بادیه نشینهای کشورهای دیگر. و از آن روز تاریخ قتل و کشتارهای انقلابیون شروع شد. قبل از این، ورود نظامیان اجنبی غیر ممکن بود. چرا که مردم بشدت مقابله میکردند و نمیگذاشتند. مانند زمانی که نیروهای پرتقالی میخواستند وارد شوند و مردم مقاومت کرده شهدای بسیاری دادند و نگذاشتند. در دوره پهلوی شاه چون سکولار بود به شیعیان بحرین کاری نداشت و اصلاً حمایتشان نمیکرد. در حال حاضر شیعیان تفاوتی با سنیها احساس نمیکنند، ولی سنی ها باز هم با حالت سکولار با آنها برخورد میکنند.
Design By : Pichak |